تبلیغات
hadeyan - مطالب ابر عشق

امروز:

لحظه ای اندیشه


حالا که فکرش را می کنم


Image result for ‫عشق حقیقی‬‎

حالا که فکرش را می کنم
می بینم " نداشتنت" آنقدر ها هم که فکر میکنم عذاب آور نیست!
میدانی چرا؟!
چون دنیای مان پر است از آدم هایی که زمین و زمان را به هم دوختند؛ برای داشتن و به دست آوردن هم دیگر!
همان هایی که ادعای "لیلی و مجنون" بودنشان به عرش خدا رسیده بود و هیچ کس را به جز "یکدیگر" لایقِ عشقِ آتشینشان نمی دیدند! و حالابعد از مدتی، یا از هم جدا شده اند یا زیر یک سقف درگیرِ روزمرگی ها،
بدون احساس!،
فارق از معاشقه و دلبری کردن ها،
حتی بدونِ هیچ لذتی از داشتنِ هم دیگر، زندگی که نه!، هم دیگر را تحمل میکنند!!...
و چه اسراف می شود آن همه عشق و دوست داشتن مابین "بی تفاوتی هایشان"...
می دانی چیست؟؟
"
نداشتنت تا ابد" شرف دارد به "عادت شدنت"
حتی می ارزد به اینکه داشته باشمت و لابلای روزمرگی هایم، آنهمه عشق را گم کنم!...
دوست داشتنت برایم مقدس تر از این حرف هاست جان دلم...
به قول نادر ابراهیمی:
و عشق اگر با حضور همین روزمرگی ها عشق بماند "عشق" است
...

زمین با آن عظمتش پشت انگشتم پنهان شد


Related image

من آدم حساسی نیستم !
وقتی خانه والدینم را ترک کردم گریه نکردم.
وقتی گربه ام مرد گریه نکردم.
وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم.
حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم.
اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم بغضم گرفت.
با تردید با پرچمی که در دست داشتم بازی کردم.
از آن فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود !
ما بودیم و یک خانه گرد آبی ...
با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند ؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و زمین با آن عظمتش پشت انگشتم پنهان شد
و من با تمام وجود اشک ریختم
...


نوشته شده در : پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397  توسط : hadeyan hadeyan.    نظرات() .

برچسب ها: لحظه اندیشه ، نگاه بهتر ، روزمرگی ، عشق ،